بچه های بهشت

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست
و ایمان مرا به کاملترین مراتب ایمان برسان
و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز
و نیتم را به بهترین نیتها و عملم رابه بهترین اعمال ترفیع ده
خدایا به لطف خود نیتم را کامل و خالص ساز
و یقینم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرماى

"بچه های بهشت؛ به هیچ نهاد و سازمانی وابسته نیست و بصورت شخصی اداره می شود"

نوای بینوایی .آ سید مرتضی آوینی...
عضویت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

متن مجریگری ولادت امام رضا علیه السلام

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۵۶ ب.ظ

به نام آنکه از نام ونشان وگمان برتر است 

الهی !

نه شناخت تو را توان ، نه ثنای تو را زبان

نه دریای جلال و کبریای تو را کران

پس تو را مدح و ثنای چون توان ؟

تو را که داند، که تو را تو دانی تو، تو را نداند کس ، تو را تو دانی بس . 

میلاد هشتمین حجت سرمد، نگین درخشان وطن ، السلطان باالحسن،شمس الشموس،خسرو اقلیم توس،شاه انیس النقوس حضرت علی بن موسی الرضا برتمامی پیروانش به ویژه شما بزرگواران  مبارک باد.


السلام ای حضرت سلطان عشق

یاعلی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهرعاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

 

قلب مدینه لبریز ازشکوفایی بود و تپش عشق، نبض افق را متحول ساخته، تبلور ثانیه ها طلوع را بشارت می داد.

کروبیان عالم قدس به همراه شش ولایت در انتظار درخشش هشتمین نجم منیر سعادت از دامان مطهره ی نجمه ی طاهره بودند.

سرانجام در سپیده دم ملکوتی یازدهم ذیقعده ، آن سلاله ی نور طالع گردیده و گهواره ی معنویت از درخشش آفتاب رضوی غرق روشنایی شد در حالی که عطر گل محمدی به همراه انفاس مسیحاییش ذایقه ی عشق را می نواخت.

او آمد در حالی که همه می دانستند که خیل مژگانش به هیج کس رحم نمی کند و جذبه ی نگاهش سپاه اشک را به غارت سرمایه ی دل خواهد فرستاد. آمد تا سنگ صبور سینه های افگار باشد. آمد تا پرنده ی دل هر روز به هوای کویش از آشیانه پر گرفته، مشتاقانه آوای عشق سر دهد و دیدگان به دنبال نسیمی از سوی دیارش ساعتها به سوی افق خیره مانده، مسیر کوج پرستوها را دنبال کند. آمد تا با وسعت دریایی سینه اش به نوای سرمستان کوی دوست گوش فرادهد که دردمندانه فریاد می کنند:

ای غریب محبوب ، ای شکوفه ی درخت امید، ای فروغ دیده ی خورشید، تو که از شور و حال قلبهای شکسته مان خبر داری. تو که زمزمه ی فریادهای ملتمسانه مان را بارها شنیده ای ، تو که بارها نماز اشک را بر ساحل دیدگان بارانی مان دیده ای.

 چه شود اگر لحظه ای بر کویر دردمندیمان بباری تا نیلوفر بی جان احساس به میمنت حضورت دوباره جان گیرد؟

چه شود اگر ذره ای از غبار کویت را توتیای دیدگان ظلمانیمان گردانی؟ شاید روشنایی گیرد.

چه شود اگر لحظه ای دست نیازمندیمان را بگیری تا تمام زندگی را فدای آن لحظه سازیم؟

 

ای راهب کلیسا کمتر بزن(دیگر مزن) به ناقوس
خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده راجان ؟
بردار جان خود را با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش  از  روی زایرینش
گرد سفر  بگیرند با  بال ناز  طاووس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">